عاصی شعری که هر گز سروده نشد!
این فراخوان بربنیاد رویکردِ ِ و پاسداری از ادبیات به ویژه شعر ، آن هم هنر شاعری امروز نگاهِِِ ِ پاسخگویانه دارد.
پس نکته یی که در پیوند با عاصی این جا پیشکش می شود.نگرش بکر و باز خوانی امروزین از کارنامه عاصی است ، و عاصی به عنوان یک متن چه گونه باید خوانده شود؟ و چه گونه خوانده شده است؟
می گذریم از این که دسته ای عاصی را نمادِ شعر امروز و دسته ای یل گردان فراز شعر مقاومت خوانده اند وگروهی عاصی را وشعر او را آن گونه جدی نمی گیرند. به هر نگاه در جایگاه ِشعر به ویژه شعر پارسی که اکنون ما می سراییم، بی هیچ گزافه ای عاصی را عبور کرده ایم.
پس چرا بازهم از عاصی می گوییم؟ سوای سخت کوشی،عشق او به ادبیات پارسی و تلاش پیگرانه وی عاصی را شاعر جوانمرگ می نامیم . راز و رمزِ ِ ماندگاری عاصی را در همین جوانمرگیش می توان یافت .
از یک سو این جوانمرگی تداوم فریادی شد بربلندای گاهنامه انسان در برابر خود کامه گی و تمامیت خواهی مرگ آوران سیاه کیش که ورق پاره های آن هنوز نا سروده مانده است و از سوی دیگر متن های شاعرانه عاصی تاهنوز که هنوز است با نگاه های امروزین خوانده نشده است. تو گویی که عاصی شعری هست که هرگز سروده نشده است!
.