گرگ های دوندر به روایت پنجم

von Salar Azizpour, Montag, 1. August 2011 um 09:06

گرگ های دوندر به روایت پنجم

von Salar Azizpour, Sonntag, 31. Juli 2011 um 17:42

گرگ های دوندر به روایت پنجم

گرگ های دوندر به روایت پنجم

روایت نخست:«توصیف بدون قضاوت» ،از رضا محمدی

روایت ِ دوم:«گرگ ها چه گونه می میرند »،از شهر نوش پارسی پور

روایتِ سوم :«روایت تلخ با زبان شیرین »،از احمد معروف کبیری

روایت چهارم:روایتِ «گرگ ها ی دوندر »به روایت ِ گرگ های دوندر ،از سیامک هروی

و در فرجام ، گرگ های دوندر به روایت ِپنجم

 

به باور « رولن بارت» :«متن جزیره ی کوچکی در میان دریای روابط مشترک انسانی است، سرشت نا اجتماعی لذت را نشان      می دهد            .و ماهیت لذت متن نیز بیش از همه در متنیت آن نهفته است ». روایتِ نخست نوعی از خوانشی است مدرن ویا سنتی ، میان خوانشی مؤلف محور و متن محور.این گونه روایت ها و خوانش ها را در دار بست نقد ساختار گرایانه هم می توان خلاصه کرد .در نقد ِساختار گرایانه  پرده از عناصر ساختار متن برداشته می شود. از طرح، پیرنگ،جدال،آدم ها ...رضای محمدی از ساخت معرفتی داستان می گوید. از پیام ها و موضوع ها . کشور جادویی، قصه دزدان سر گردنه ، ملت تاراج شده ، بحران اخلاق و در پایان مخاطب و خواننده را در چهار راهِ از پرسش ها و پاسخ ها رها می سازد.ایجاد ساطه  در این روایت  زمانی برجسته می شود که منتقد بیشترتلاش می ورزد از دال به مدلول  برود و  مهر فراتر از یک روایت شخصی ، به داوری اش بکوبد و این در حالی است که نفد امروز هیچ چار چوپ و یاگرایشی را به منزله ی روحیه ی غالب به رسمیت نمی شناسدو هیچ رسمیت ِ را در جایگاه ِحقیقت فراگیر و ماندگار نمی پذیرد. از همین رو : روایت «توصیف بدون قضاوت» به تاریخ  پیشا متن پیوسته است که فر جامش به دور باطلی می انجامد که به کوچک ترین روزنه ای پسا متن  ره می گشاید

 

.

روایت ِدوم :«گرگ ها چه گونه می میرند». از شهرنوش پارسی پور

 

پرسشی که در پایان ِروایت دوم می تواند ،مطرح شود. این است که آیا جنگ پایان یافته است؟ آن گونه ای که از نام این روایت پیداست. میان عنوان روایت و خود روایت ،تقابل و تناقص ایجاد شده که راوی قصد آن را نداشته است .این پرسش نا خواسته ی منتقد به درک بیشتر متن به مخاطب کمک می کند .فضا ونگاه نقد را از روایت یکدست ، نظم ساختاری و ساده به یک خوانشِ پارادوکسی و چند لایه می کشاند

 

روایتِ سوم:«روایت تلخ با زبان شیرین»، از احمد معروف کبیری

تلخی این روایت نه در پیرنگ وسچه و رفته بیان رویدا د ها و فاجعه ی سر زمین ما است . بل درخرده روایت های است که در لایه هایی ژرف این رمان تک خطی و ساختاری پنهان است که روایت تلخ با زبان شیرین به یک مورد آن به طنز اشاره داشته است .که همانا گره خورده گی زشتی در زیبایی ،جوانمردی در نا جوانمردی و پارادوکسی از ارزش ها وبی ارزشی ها به این ترتیب پارادوکسی از ارزش هاو بی ارزشی ها خلاف عادت و منطق مسلط ، توامان مطرح می شود

 

روایتِ چهارم:« روایت گرگ های دوندر » به روایتِ گرگ های دوندر

 

امروز دگر برای ما مهم نیست که مؤلف در نوشتن متن اش چه نیاتِ در سر داشته است. چه معنایی را می خواهد ، بازتاب بخشد.حتا در بهترین صورت اش به مثابه ی یک خوانش برای مان می تواند مطرح باشد نه بیشتر ونه کمتر...چرا که مؤلف در تولید زیبایی ، تولید معنا ، و تولید متن دگر آن جایگاه ِمحوری و مرکزی را نداردو این مخاطب و یا خواننده است که نظر به موقعیت اش به تولید متن می پردازد، همراه با مولف . پس پاسخ هایی که .

مؤلف چه درپیوند با گره گشایی متن داده و چه در دگر زمینه ها ،تنها و تنها در گستره ی خوانش دوباره متن برای ما می تواند رهگشا باشد، نه بیشتر و نه کمتر. و دیگر وظیفه مؤلف نه تفسیر متن است ونه توضیح متن. .

.

 

گرگ های دوندر به روایت پنجم

 

گرگ های دوندر را در سه روایت دگر  هم چنان به خوانش می گیریم ، نخست : «گرگ ها ی دوندر »در جایگاهِ نماد ِانسان افغانستانی، دو دیگر درجایگاه ِ نمودی از بحران حاکمیت و سدیگر در جایگاهِ  روایتی از بحران انسان معاصر وخرده روایتِ دگر

 

گرگ های دوندر در جایگاهِ نمادِ انسان افغانستانی: گرگ نمادی از خشونت است و درنده خویی ونمادی ازتجاوز است و خون خواری و با دریغ باید گفت :...بحران جنگ در این چند دهه ی پسین این اخلاق را در وجود تک تک ما جاری وساری ساخته است.حضور روحیه ی انتقام، خشونت وتجاوز باز تابنده ی چنین امر نمادین است در نبود وحضور حاکمیت نظام  ،قانون ،فرهنگ وحقوق شهر وندی  و  ارزش های مدنی، انارشی وخود کامه گی ها یی لگام گسیخته بر فضا وبستر  عمومی ما غلبه کرده و جریان  خشونت ودرنده خویی را تسریع می کند از همین رو ،آن قدر  ما کشتیم و بستیم و سوختیم که به همه این ها عادت کرده ایم وگرگ بودن بخشی از عادت ها ی  روزانه ما را ساخته است

 

 

گرگ های دوندر در جایگاهِ نمودی از بحران حاکمیت

 

این همه تجاوز ، قتل و غارت، چپاول و تاراج با این حجم گسترده ، وهمواره در موجودیت یک نظام ممکن و میسر نیست . «گرگ های دوندر روایتی است از بحران حاکمیت . بحران حاکمیتی که در آن شیرازه ای جامعه   دست خوش چنان آشوب و  پراکنده گی  می باشد که تصورش برای مان دشوار است

حاکمیت های رسمی و حاکمیت های غیر رسمی: ما همواره شاهد دونوع حاکمیت بوده ایم ،حاکمیت رسمی و حاکمیت غیر رسمی. حاکمیت ها ی غیر رسمی حاکمیت ها ی حاشیه یی بوده  که در مواردی در تقابل  با حاکمیت  و در مواردی  با حاکمیت رسمی همکاسه بوده است   و انگشت ششم حاکمیت های رسمی می باشد.  اما در حالت هایی بحران و آشوب یکی از عواملی بوده که در برابر حاکمیت ها ی رسمی قد برافراشته است.                            

پس از کودتای ثور : پس از کودتای ثور ،این عیاران و به اصطلاح کاکه ها و به برداشتی و تعبیر دگر ، دزدان سر گردنه بوده که در برابر دولت آن و قت  و قوت ها ی  مها جم دست به قیام می زنند: نمونه  ی زنده آن همان گل محمد تیزانی می باشد. این به آن مفهوم نیست که ما در این قیام ها ومقاومت ها  از جایگاهِ  روشنگرانی هم چون رستاخیز ها و عناصر و دسته ها دینی چشم پوشی نمایم. این یاد آوری به آن مفهوم است که جایگاه ِ کانون ها غیر رسمی حاکمیت، همواره در درون جامعه  به شگل خود جوش آن فعال بوده و در چنین موارد است که زمینه  ی  تبارز و باز تاب خود را می یابد.گرگ های دوندر ، در واقع بر گرفته از چنین فضا و بستری است که از اوج این بحران روایت می کند . از اوج و آماج بحرانی که تمامی عناصر و ساختار ونظم اجتماعی ــ سیاسی جامعه را به آشوب کشانده است.و همواره به آشوب  می کشا ند . هر چند گرگ ها ی  دوندر از  جایگاه ِحاکمیت رسمی  در این بحران پرده بر نمی دارد   و آن را  در پرده ابهام مانده  ا ست؟

 

گرگ های دوندر در جایگاه ِ روایتی از بحران انسان معاصر . از آن سخنی توماس هابس ـ انسان گرگ  انسان است ــ ،می آغازد  و به چند پاره گی شخصیت و بحران شخصیت  و من  های چند گانه دست می یابد . به گفته  ای ژان لکان، من واقعی، من نا خود آگاه و من نمادین  ومن هزار پاره تقسیم و تجزیه می شود . با این نگرش ،گرگ ها ی دوندر  در واقع روایت همان دزدان سر  گردنه است  در سه چهره و  سه سیما : نادر ، سبحان و مصطفی  با   سه کرکتر: دزد، کاکه و عاشق .  در فرجام گرگ های دوندر ،روایتی  است از این که: چه بر ما گذشته ومی گذرد.  گرک های دوندر  ، روایتی ست از این که در این سر نوشت ،ما چه تقصیر داریم؟ و  زن ها  چه گونه هنوز هم قربانی همان افسانه آفرینش  می شوند. در هر جایگاهی اگر که باشند. در جایگاه ِ کودک ، در جایگاه ِ معشوق  ویا مادر ،و این تلخ ترین روایتی است  از تقدیر بی روزن ما و یا از استبداد و خشونتی است که بر آن می بالیم ؟ در واقع گرگ های دوندر ،تلخ ترین روایتی است از جایگاه زن ، زنی که در این بازی خشونت ، رقابت  استبداد  و  تجاوز  خاکستر می شود و بر خاکستر جسدش  هنوز که هنور است شعله ها ی آتش شعله ور است و در فرجام گرگ های دوندر، روایت گر آن،فرهنگ استبدادی ، خود رایی و خودکامه گی  ست  که بر ما حکومت می کند  . با این ترتیب ما به آغازی از روایت  دگر و خوانش دگر ، دست می یابیم

· · Teilen · Löschen

  • Arezo Erfan gefällt das.
    • Salar Azizpour سپاس از یادکرد عرفان عزیز
      vor 2 Stunden ·
    • Salar Azizpour آخرین بخش ویرایش شده گرگ های دوندر به روایت پنجم
      vor etwa einer Stunde ·
    • Arezo Erfan سپاس من را مصروف ساخته با تمام احساس وافکارم مطالعه میکنم وجالب این جاست که بعد از مدتی کلمه پارادوکس را باز خواندم بیادم است باراول لغت را پرسیدم میگفتند هست نیست بلاخره به کتاب خانه عامه رفتم این لغت مطالعه کردم
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour عرفان عزیز! این گونه ی دگری از نقد ادبی است بر متن های ادبی
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour این گونهِ دیگری‌ست از شکستنِ دیدِ سنتی نقد.

      ورود به متن اصلی از ورای خوانش‌های دیگران و آمیختن این خوانش‌ها با خوانشی دیگر و پس از آن دوباره به سوی متن اصلی رفتن، نگاهِ نو و جدیدی‌ست که نه تنها ما را به خوانِ بازخوانی نقد می‌‌برد که خوانِ رنگاریگی از تفاوتِ خوانشِ روایتی تک‌خطی می‌آراید.

      عزیزالله ایما
      vor etwa einer Stunde ·
    • Arezo Erfan اما درک ان برداشت مضمون یک کمی برای بار نخست مغلق است
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour درست است عرفان عزیز: از دشواری خوانش متن برای بار اول گفتید
      vor etwa einer Stunde · · 1 Person
    • Arezo Erfan اقرار تصدیق عمل است من از ندانستم عار ندارم اما تا وقتی به مطلب نرسم از خواندن دست بردار نیستم
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour عزیز الله ایما:شما که کودکی‌ها را در مکتب موفق هرات زیسته‌اید و جوانی را باز هم در سنگر مقاومت هرات با همه فرود و فراز به سر برده‌اید، به گمانم با بخشی از متنِ روایت گرگ‌های دوندر مثلِ سرکذشت خود آشنایی دارید. یقینن یکی از جدی‌ترین خوانش‌ها را می‌توانیم چشم به راه باشیم. ا
      vor etwa einer Stunde ·
    • Arezo Erfan انشالله انهم در صفحه زیبای شما
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour سپاس بی پایان از عرفان عزیز
      vor etwa einer Stunde · · 22 Personen
    • Arezo Erfan من یک مسله را ندانستم من درین چند شب گرگ های درنده به روایت پنجم را مطالعه میکنم اصل مضمون یکی است اما در نوشتا تعغیرات واضع دیده میشود این روایت ایا بخش دارد ویا همانا تشریح ان ادامه دارد
      vor etwa einer Stunde ·
    • Salar Azizpour عرفان عزیز : من بر بنیاد خو و عادت خویشتن، متنی را بخش، بخش در فیسبوک و یا رخنما و یا هر نامی که بالایش می گذارید ، می نویسم. متن گرگ های دوندر هم بر بنیاد همین روند و روال آمده است و دراین بخش این متن کاملن در اختیار شما قرار دارد و به پایان رسیده است
      vor etwa einer Stunde ·
    • Arezo Erfan بسیار زیا د تشکر
      vor 3 Minuten · · 1 Person