به اجمال نکات آمده در دوبخش را به گونه ی فشرده به شکل زیر می توان خلاصه کرد

ــ باختری، شاعر نیمایی

ـــ باختری، شاعرنیمایی به مفهوم دقیق کلمه

ـــ باختری، شاعر متاثر از اخوان ثالث

ـــ باختری، شاعر سخنور وفلسفه دان

ـــ باختری،شاعرِ ِ شاعران

ـــ باختری، در برزخِ ِ انزوا وترس

ـــ باختری، بی بدیل ترین استاد زمانه یی که بیشترین شاعران معاصر در برابر ش زانو زده اند

ـــ باختری ، پدر معنوی شعر مدرن افغانستان

ـــ باختری،شاعر مشکل سرا

ـــ باختری،شاعر اسطوره پرداز

ـــ باختری ، از دنیای شاعرانه تا دنیای واقعی

ـــ باختری، شاعر طناز و ژرف اندیش

ـــ باختری ، شاعر نماد ها و نمود ها

 

بیشرینه نگاه ها ی آمده میان تقریظ وتعریض، میان ستایش و نکوهش، میان برزخی از گفتن ونگفتن، میان ادای دین وخورده گیری در نوسان است.به استثنای موارد اندک،افزون ترین نگاه ها در داربست گفته های سنتی وتعارفی جا باز می کنندو یا به خاطری خالی نبودن عریضه به قلم آمده اند، از یاد داشت ها و برداشت هابر بنیاد رویکرد های جامعه شناسانه گرفته تاتذکرات بدیع محورانه، بیشترینه در سطح متن لغزیده اندو کمتر به ژرفنای و پهنای متن به مفهوم امروز ین آن راه یافته اند،بر بنیاد چنین نگرشی ،حتا از حضور جدی یک نقد سنتی ــ هنوز که هنوز است ــ بی نیاز نیستیم

 

 

حضورجدی حتا نقد سنتی؟

 

 

یکی از ویژگی ها ی نقد سنتی،نقدمؤلف محور است ویا مؤلف خدا .نقدهایی که برمبنای زنده گی نویسنده تدارک دیده می شود ویا بر بنیاد ساختار های جامعه شناختی و روانشناختی و حتا تاریخی،آثار نویسنده گان ِرامورد نقد قرار می دهند،نقد سنتی گفته می شود.درگستره ی نقد شعر پارسی دری می توان از محمد بن قیس رازی نام برد، در جایگاهِ ِنخستین منتقدسنتی.قیس راری ازدانشمندان ونویسنده گان سده ششم وهفتم هجری است. زادگاهش بنابر گفته خودش شهر «ری»بوده است. کتاب المعجم فی معاییر الشعار یکی ازآثار اوست و در برگیرنده ی سه مباحث مختلف  به ترتیب ذیل می باشد:عروض،قافیه،نقد شعر.در نگارش این اثر ازآثار پیشینیان از جمله:از حدایق السحر وطواط و غایت العروضین سود برده است. ویژگی های نقد سنتی  را چنین بر می شمارد:بدان که شعررا ادواتی است وشاعری رامقدمانی که هیچ کس  لقب شاعری را نزیبد، اما ادوات شعرکلمات صحیح و الفاظ عذب و عبارات بلیغ ومعانی لطیف است که چون در قالب اوزان مقبول ریزند و در سلک ادبیات مطبوع کشند، آن راشعر نیک خوانند و تمام صنعت جز باستکمال آلات  وادوات آن دست ندهد وکمال شخص، بی سلامت اعضاء وابعاض آن دست نبند.

به همین گونه اگر بر بنیاد وشاخصه های نقد سنتی رویکرد ِ ژرف داشته باشیم، نمی توان کمترین نمونه ی دقیق آن را در میان نبشته  های اهالی قلم ،پس از باختری یافت،با وجودی که بیشترین این گفتاورد ها در داربست نقد سنتی باز تاب یافته است که شتابزده گی  ونگاه ِگذارا عمد ه ترین شاخصه این نوشته ها ویاد داشت ها و داوری ها را می سازد



چشم اندازِ ِنگاه ِ دگر، پس از باختری/بخش چهارم

نگاهِ یک دست ، یک سو نگرو یک سان بین ، میان متن، کتابت و کتاب، و اثر ،کمترین تمایزی را در نظر داشته است. در حالی که کتاب در بهترین و در بدترین حالت اش نشانی از کاتب را بر می تابدو این در حالی ست که متن در چهار راهی پر از نشانه ها، خود را به کوچه حسن چپ می زند و در آیینه ی از تکثر و در  رنگین کمانی از نگاه ها رها می شود. درچند صدایی ها وپرسش ها در تعبیر ها وبرداشت های متعدد به تعداد مخاطبان و خواننده گان.

 

بر بنیاد چنان  نگاهی ،طرح فراروی از باختری برایمان مطرح نبوده است و اگر بوده ،در میان  داعیه های کلی بافانه واظهار نظر ها ی غیر مسؤولانه و فخر فروشانه ویا مرید و مراد پرورانه ،اعتبار و ارزش خود را از دست داده است. و این در زمانی ست که دیدگاه مدرن در زبان شناسی،فلسفه،نقد ادبی،سیاست،و جامعه شناسی نگاه و فضای دگری را پیشکش نسل نوین ساخته است.از همین رو فاصله گرفتن از سنت هاو درآمیختن با سنت ها ، به ویژه در دوره های گست، طبیعی ترین واکنش نسل هاست .«برای به پیش رفتن،ناگزیر از نگاهی دوباره وچند باره و دقیق به قله های شعر مدرن ویا به تعبیر برخی شعر امروز هستیم. شعری که دغدغه ی نماد گرایی چون:بودلر وسیاسی بودن همچون:آراگون وفلسفی بودن نظیر:  هولدرین و میهن دوست بودن چون: شیموس هینی را باخود به گونه ی دگر تجربه کرده است «وظیفه نفدامروز، نشاندنِ نوعی داوری وقطعیت، به جای قطعیتی دیگر نیست. جوهره وماهیت این نقد در ارائه ی گفت وگویی خلاصه می شود که امکان  داوری های گونا گون را مهیا می کتد

 

 

نکته ی دیگری را که می توان در نقد امروز و پسا مدرن به آن پرداخت ، افشای آن مضامین پنهانی است که از نظر خود نویسنده نیز پنهان مانده است . این به آن معنی است .زبان در عین حال که  ابزار افهام و تفهیم  است ، وسیله سؤ تفاهم و کتمان نیز است ــدر نقد سنتی ما در پی دریافت نیت مؤلف هستیم . در نقد امروز نیت مؤلف دگر برایمان مطرح نیست. در نقد دیروز ما در پی  کشف ،آخرین منظور خدا بوده ایم.در نقد امروز چنین نیست. در نقد دیروز مؤلف  یگانه خالق اثر به شمار می رفت. در نقد امروز این خواننده و مخاطب است که  در کنار مؤلف ،متن را تولید می کند . هر چند مؤلف و نویسنده در ایجاد متن جایگاه ِخود را دارد .در فرجام ، این خواننده است که اهمیت دارد. پس از نظریه  ی «دریافت »که جایگاهِ خواننده را در تولید و دریافت متن برجسته می سازدنقد مدرن هم به مثابه ی یگانه  معیار و ملاک نقد ادبی و دانشگاهی اعتبارش را از دست می دهد.و دگر نقد ادبی در ادبیت متن خلاصه نمی شود  . . .