الفبای ادب
دست نوشته هایی از سرزمین شعر و ادب
سؤ تفاهم
وقتی کوره ی عشق تو
خود را به آب زد
قلب تو چاک زد
هر واژه خنجری ست
سؤ تفاهمی ست
زخمی ست از زبان
خورشید
مهتاب
زمین و درخت وآب
خط می کشی به روی هر چه برای تو گفته ام
معشوق من
صمیمیتِ آن آب و آینه ست
هر واژه خنجری ست ،سؤ تفاهمی ست
زخمی ست از زبان
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11:38 توسط سالار عزیزپور |
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
دی ۱۳۷۸
BLOGFA.COM