طنز شاعرانه
شاعرمفت
شعری بگو زشاعر مفت و ملنگ ما
از خانقاه و صوفی و یار دورنگ ما
شعری بگو یک دمی هم غم غلط کنیم
از ناوک نگاهِ نگارین فرنگ ما
شعری بگو ساده و پیاده روان و نغز
با ساغری زباده و آن بنگ بنگ ما
شعری بگو که درد جماعت دگر شود
نی از فلان معرکه و جنگ جنگ ما
شعری بگو رهی و رها از نظام عرض
نی از فلان قافیه و دنگ دنگ ما
شعری بگو که درد دلم را دوا کند
چون یار نازنین و رفیق ستنگ ما
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:46 توسط سالار عزیزپور
|