دو بوسه یی به لبت داد و بی حساب گرفت

تمام دهکده ، آوازه اش شتاب  گرفت

 

گرفت عکس جمالت ، در آن سیاهی شب

به تاق آبی و با صد ستاره  قاب  گرفت

 

سلام و باز سلامی بر آن ستاره ی شب

سراغ خانه ی ما را درآن سراب گرفت

 

دو بوسه یی به لبت داد و با شتاب گرفت

خیال شعله رویت ، تمام خواب  گرفت

 

بلور سینه ی تو ، در شب  شبانه ترین

همان طلایه ی خورشید و آفتاب گرفت

 

زبوسه یی زلبت خون چکید و تاب گرفت

دو چشم نرگس مستت ببین گلاب گرفت