از ابتدای خلقت این بار وبس نبود

باری برای زندگیم این نفس نبود

 

آن خانه بود و چند کتابی به روی میز

یک صندلی و تخت برای تو بس  نبود؟

 

در کنج و روی میز ، قلم بود و نامه ای

آغاز نام به نامه ی نام ِ زکس نبود

 

آنجا هوای عشق تو بود و هوس نبود

جای برای ماندن من بلهوس نبود

 

از ابتدای خلقت من چون تو کس نبود

یک هم صدا رفیق دل این که اس نبود

 

آن خانه بود و رخت سفر بود ویاد یار

آن خانه بود و رخت سفر بود و کس نبود