خورشید می خِرامد
از چها رسو می شکنم از صفای تو
غرقت شوم به عشوه وناز و ادای تو
ایمیل شوم نامه ی سرخت سیاه کنم
خط می کشد به تلخی دردم صدای تو
گر می رسد سلام و پیامی ز دل دقی
می میرد از برای تو این آشنای تو
از دور دور بوسه ی چندی فرستمت
خون می چکد ز چشمه ی چشمم برای تو
خورشید می خِرامد چندی زچشم من
درداشنای عاشق من خاک پای تو
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 8:40 توسط سالار عزیزپور
|