پشت رویت هرچه گفتم، پیش رویت می کنم

دیدۀ خود را فدای تارِ مویت می کنم

پشت رویت هرچه گفتم، گلۀ دل بود و بس

کعبۀ دل را غبار خاک کویت می کنم

پشت رویت هرچه گفتم، با می و پیمانه گفتم

سربه دامان، اشک ریزان، رو به سویت می کنم

پشت رویت هرچه گفتم، آفرین بر خوی تو

این همه دیوانگی را، پاس خویت می کنم

پشت رویت هرچه گفتم، رو به رویت می کنم

این دل دیوانه را رسوای کویت می کنم